مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
221
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
« ما » [ در ما هو جاهل ] بمعنى « ليس » راندهاند ؛ و خبر او به لغت تميم ، مرفوع گذاشتهاند . و همانا در اين قول ، جاى نظر است . از بهر آنكه غرض شيخ از اين تقرير ، اثبات ضدّين است ؛ يعنى : « علم و جهل ، نه نفى احدهما » . و مؤيّد اين ، آن است كه گفته ؛ و قيد كرده كه : جهل او از جهت تركيب عنصرى است . و نيز گفتهاند كه : مراد از « بعينه » « عين ثابته » است ؛ و چنين نيست . بلكه قوله « بعينه » از جهت تأكيد آورده است . يعنى : الّذى ما هو عالم بعينه هو جاهل لذلك . و مؤيّد اين جمله كه گفتيم ، اين است كه مىگويد : فهو العالم الجاهل ؛ فيقبل الاتصاف بالاضداد . يعنى : آن كامل در يك مقام واحد ، به دو اعتبار ، متّصف به دو صفت متضادّه است . كما يقبل « 162 » الاصل الاتّصاف بذلك ، كالجليل و الجميل ، و كالظّاهر و الباطن و الأوّل و الآخر . يعنى : كامل ، اتّصاف است به اضداد . همچنانكه اصل او [ كه آن حضرت الهيّت است ، يعنى : « حضرت اسماء و صفات » ] قابل اتّصاف به اضداد است ؛ يعنى در حضرت الهيّت ، هم اسماء جلاليّه ، و هم اسماء جماليّه هست . هم جميل است ، و هم جليل ؛ هم ظاهر است ، و هم باطن ؛ هم اوّل است ، و هم آخر . و اين جمله صفات متضادّه است . و از بهر آن ، اصل را به حضرت الهيّت تفسير كرديم كه : مبدأ كثرات است . و در حضرت احديّت بههيچوجه از وجوه ، كثرت و قابليّت اسم و رسم و نعت و صفت نيست ؛ و از بهر آن ، اين نسبت ضدّين به يك شيء واحد نتوان كرد ؛ مگر از دو جهت مختلفه . امّا اهل كشف مىگويند كه : آن حكم عقل ، مشوب به وهم است ، و الّا
--> ( 162 ) - ن : كما قبل الاصل ( عف ) .